تبليغاتX
شيطونك هاي ايروني
سماtnt و شادي tntنويسندگان شيطون اين وبلاگ هستيم اميدواريم از ديدن اين وبلاگ لذت ببريد .

عیدانه

عید همگی مبارک باشه برای ما دعا کنید ها

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت توسط شیطونک ها |

تولد شادی مهربون من مبارک

 

 شادي الهي 100 ساله شي نه 120 ساله شي

 

 

مي رسي فاصله پل ميشود

                            مي نگري آينه گل مي شود

                                                   پرده را دست تو از پنجره پس ميزند

           آفتاب ميدمد

                                    پنجره در نور نفس ميزند

                  لحظه ها با تو سفر ميكنند

                                                       جاده ها در تو گذر مي كنند

مي رسي

                                    از ته پسكوچه دلواپسي

نام تو

                      تكه كلام همه ي باد هاست ...

 

تولد شادي عزيزم مبارك باشه شادي الهي 100 ساله شي نه 120 ساله شي .

الهي كه خوش باشي عزيزم

در ضمن اگه تا روز تولدتت از مسافرت اومدي اومدي وگرنه بي خيال كادو تولد ها (شوخي كردم )

بگم خدمتتون كه شادي من 17 ساله ميشه 14 مرداد ماه

در ضمن پولم نرسيد كيك بخرم چون شادي عاشق گله واسش يه دسته گل خريدم

 

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت توسط شیطونک ها |

تولد

حس می کنم دوباره دلم مبتلای توست

حس غریبه ای که هوایش هوای توست

حسی شبیه عشق ، شبیه پرنده ،ابر

حس سماع در ملکوت هوای توست

پشت عبور ثانیه ها محو می شود

احساس یک غریبه که نا آشنای توست

امروز هر چه دغدغه شور و شاعری ست

بگذار عاشقانه بگویم برای توست

دارد دلم قدم به قدم پیش می رود

بین تمام حادثه ها روی پای توست

                   تقدیم به توای دل

دوستت دارم

اول به افتخار کیک یک کف مرتب 

سلام. ابتدا پیشاپیش میلاد امام علی (ع) رو به دوستان عزیز تبریک می گم

دوم اینکه تولد تولد تولد مبارک

مبارک مبارک تولد مبارک

البته تولد امروز نیست شنبه هست اما چون من دارم می رم مسافرت

امروز تولد گرفتیم

حالا نمی گید تولد کیه ؟

تولد جیگرمه ، تولد عزیز دلمه

6 مرداد تولدشه نمی خواهید بهش تبریک بگید

تازه براش یک کادوی قشنگی گرفتم

الان نمی گم چون ممکن تا قبل از تولد بهش بگید

بچه دست نزن به کیک

بزار سخنرانیم تموم بشه بعد همه با هم کیک می خورم

خوب چند تا نکته باهال

                  ۱- این شعری که اون بالا هست تقدیم می شه به عزیز دلم

                  ۲- یکم مرداد تولد شوهر خواهرم بود

                  ۳- سوم مرداد تولد زن داداشم بود

                  ۴- چهارم مرداد تولد خواهرمه

                  ۵- بیست و پنجم هم تولد مهشید جون

                  ۶- توی همین ماه یک روز هم تولد خودمه اما این یک رازه

                  ۷- از همه کسانی که در این جشن شرکت کردند متشکریم

                  ۸- از دوستانی که در آوردن کیک زحمت کشیدن ممنون هستیم

دیگه خوش به حال مامانم شده

همه تولد ها رو توی یک روز می گیره

خوب کیک که میل کردید بفرمایید پایین

برای دادن نظر به مراسم تولد

 

من ممنون آنم که تو هرگز در سخت ترین شرایط و دشوارترین مسیر،

این کاسه ی نازک تن ، زود شکن بلورین را از دست های خویش

جدا نکردی

دوستار تو

 

 

 

 

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت توسط شیطونک ها |

سلام علیکم و رحمت الله

كنار پنجره ...

گوشه ي دنج كلاس

روي يك نيمكت چوبي

نقش روزهاي بهارين مي زنم كه در خاطرم هنوز مانده

***

حرف هاي من و تو ...

روي كاغذ هايي بي خط

مانده در گوشم نغمه ي هيس هيس بچه ها ...

 

***

ياد آن پرتغال هاي ترش

زير نيمكتِِ زنگ هاي هندسه  . يادت هست؟

ياد آن نمره هاي از دست رفته

سر نامردي رفيقان نمك خورده

ياد آن خنده هاي پي در پي

زير نيمكت به دور از چشم همه .يادت هست؟

***

دريغ از يك روز سر به زير بودن

گوش دادن و ساكت بودن

***

به يادگار مي كرديم خاطرات شيرين ساحل دور افتاده

دلمان خوش ؛ لبمان خندان و سرمان گرم

كه روزها از پي هم خواهند رفت ...

***

و من ...اينجا ... تك و تنها ...روي يك صندلي چوبي

در ميان همهمه و جمع غريبي

ياد آن روزها روي تك برگ خيالم مي كشم

و دلم آه سردي مي كشد

در پس روزهاي جدايي از تو

كه چه نامرد است اين چرخ رنگ رنگ ...

 

****************************************

 

 

 

 

سلام بچه ها واي نمي دونم چي بگم واقعا كارتون عالي بود .مرسي كلي كيف كردم (خر كيف شدم خفن)

شادي جان از بابت pat&mat و اون دسته گل خيلي خيلي ناز ممنونم جبران مي كنم انشالله برات .

هومك گفتم ديگه 17 سالم شده از بار چرت و پرتي مطالبم كم كنم (اگه تونستم !) يكي از شعر هاي خودمو تقديم مي كنم به شادي جونم . البته با تاريخ ادبيات شعر (اگه درساتون رو خوب خونده باشين مي دونين چي مي گم ها).

اين شعر رو من سرامتحان نهايي زبانمون پشت برگه هاي امتحاني نوشتم و البته همون موقع مراقب گرامي بهم گير داد كه پاشو برگتو بده خستم كردي بس كه تَكون تَكون خوردي حالا واسه من شعر مي نويسي .منم بهش گفتم آخه آلان ذوق شاعريم گل كرده چه كنم ؟هان؟ ابته بعد چشك غره ي بــــــــــــــــــــوق خانمه (اينو نوشتم فكر نكنين خدايي ناكرده مراقب آقا واسمون گذاشته بودن و غيرتي نشين ) بي خيالش شدم اما ديروز كاملش كردم و حالا تقديم به شادي عزيز .

 

راستي يه خبر ديگه البته از عجايت هفت گانست ها :من ديشب شام درست كردم اونم ماكاراني به به انقده خوشمزه شده بود (البته با تهديد هاي بنده مبني بر آبروداري والدين محترمه در گفتن كلماتي مثل به به چه غذايي و كارت معركست و از اين خالي بندي هاي اين شكلكي ) بابام از گريه كردن هنگام صرف غذا جلوگيري كرد . من بيچاره . ببينين اينجوري ذوق آدمو كور مي كنن ديگه .خب مگه غذاي شور و تند و بي مزه و گلاب به روتون مثل ...بده ؟

پ.ن: در مورد اين شعره به غير از به به و چه چه ازتون نشنوم ها اگه خدايي نكرده زبونش لال همچين اشتباهي كردين بياين وبلاگ خودم حالتون رو جا ميارم  .

پ .پ .ن : شوخي كردم خدايي غذام خوشمزه شده بود .

 

خب ديگه فكر كنم پيشرفت شايان توجهي (چه قلبمه سلمبه ) در كم شدن چرت و پرت هام داشتم .

 بچه ها انگاری من ۶سال نشستم قالب درست کردم اصل قالبو اشتباه درست کردم بیخود نیست شادی برای پت و مت خریده بود حالا چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟

درستش می کنم بعدا غصه نخوری؟

لينك ثابت| نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت توسط شیطونک ها |

سما جون تولدت مبارک

 

سلام به همگی، بلاخره تموم شد. چی؟ امتحانا دیگه

خوشحال نیستید، اما من خیلی خوشحالم

تا حالا اینقدر خوشحال نبودم

دیگه از دست امتحان و درس و نمونه سوال راحت شدم

خوب بهتره موضوع رو عوض کنیم. فکر نمی کنم موضوع جالبی باشه

چهارشنبه تولد سما بود، براش یه کادوی خوشگلی گرفتم ،

اینقدر قشنگهههههههههههههههههههههههههههههههههه

همین پت و مت بالایی رو می گم اندازش همینقدر بود

همه بچه ها بودن، در واقع می خواستیم تولد سما و

جشن فارغ التحصیلی رو یکی بگیریم

جای شما خیلی خالی بود، اگه شما هم می اومدید؛ خوش می گذشت

حالا مامانم قول داده، اگه تموم نمراتم بیست بشه

برای من هم یه جشن بگیره که تموم دنیا رو دعوت کنه

خوب چون می دونه یه بیست هم توی کارنامه من نیست

وگرنه همچین قولی نمی داد

خوب نمی خواهید تولد سما رو بهش تبریک بگید؟

من که ازجانب خودم بهش گفتم؛ حالا نوبت شماست

آدرس وبلاگشو این پایین می نویسم:

www.godmagic.persianblog.com





لينك ثابت| نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت توسط شیطونک ها |

یادگاری

 

هستند کساتی که بسیار دوستمان دارند ودر نهایت خیر خواهی ما را

می کشند

آن وقت معصومانه بر کشته های ما می گریند...

یاد بگیریم قاتل های بی گناه خود را ببخشیم

 

 

 

زندگی را به تمامی زندگی کن بی آنکه جزئی از آن باشی

همچون نیلوفری باش در آب ...

بدون تماس با آب...

 

 

 

وقتی پرندهای را معتاد می کنند

تا فالی از قفس به درآورد

و اهدا کند آن را به جویندگان خوشبختی

تا شاهدانه هدیه بگیرد

پرواز بس قصه ای ابلهانه ست

 

 

 

همیشه دوستی انتخاب کن که دلش خیلی بزرگ باشه

تا وقتی خواستی خودت رو تو دلش جا بکنی

مجبور نباشی خودت رو کوچیک کنی....

 

 

 

ای فرزندم دنیا دریا ژرف است

بسیاری از جهانیان در آن غرق می شوند

کشتی تو در این دنیا باید تقوای الهی باشد

سوخت آن ایمان

بادبانش توکل

نا خدایش عقل

راهنمایش علم ولنگرش صبر

 

 

نگاهم صدف خالی یک تنهایی ست

وقو چون مروارید

گردن آویز کسان دگری

 

 

 

 

مادر لباس می شوید

دستانش ترک ترک ترک

وای خدا!

چقدر ابر جمع کرده ای

که لباس های زمین را بشوید

مثل دست های مادر

ابرها

ترک

ترک

ترک

 

 

 

بچه ها شوخی شوخی به غورباغه ها سنگ می انداختند

اما غورباغه ها جدی جدی می میرند.

 

 

 

و همچنان خیره ماند

خیره ماند

چشمان خیس دخترک

به پهنای بی کران

به دست های آبی آسمان

تا شاید خبری بیاورد

از بادبادکش

از باد بادکی که نتوانست

از چنگال وحشی باد بگریزد

 

 

 

 

سلام همه این شعرها رو سما توی کتاب های من نوشته وقتی سر کلاس می بینیم حوصلمون سر رفته شروع می کنیم به شیطونی

من توی کتاب های سما نقاشی می کشم سما هم توی کتاب های من شعر می نویسه تا بلکه مخمون وسط کلاس حسابان یه نفسی بکشه

حالا اگه بیاییم از اون خوبی هاش بگذریم حالا که وقت امتحان هاست تا کتاب و باز می کنم چشمم به اون شعر ها می افته و.....

دیگه درس کیلو چنده؟

می رم توی رویای اون روزو وقتی به خودم میام می بینم که دو ساعت از وقتم گذشته

خوب سرتون ودرد نیارم برم که فردا امتحان عربی دارم.

راستی این شعر رو از همه شعرهایی که سما نوشته بیشتر دوست دارم خوشحال می شم بخونیدش

قد هزار تا قابلمه

با هر چی گل تو عالمه

می بوسمت قبل همه

تا که بگم:

دوستت دارم یه عالمه

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت توسط شیطونک ها |

ایران

سایت یاهو فیلم ۳۰۰ رو به رای گذاشته تا کاربران در موارد مختلف به این فيلم راي دهند و نتيجه آن قطعاً در تصميم گيريهاي مختلف همانند فروش گيشه بي ناثير نيست.
شما هم با مراجعه به لينك زير به اين قيلم ضد ايراني راي F را بدهيد، تا اين لحظه حدود 20000 نفر به اين فيلم راي داده اند و اين فيلم رتبه نه چندان خوب B را دارد، همت کنيد و رتبه آنرا به زير C برسانيد.

http://movies.yahoo.com/movie/1809262865/user

ليک کرده و در صفحه اي که باز مي شود گزينه Write your own review را انتخاب و سپس همه گزينه ها را F انتخاب کرده و پس از تايپ متن اعتراضيه اي در کادرهاي محاوره اي پايين صفحه
کليد Post Review را فشار دهي..

همت كنين بچه ها و اين آدرس را براي دوِستان خود بفرسيد..

لطف کنيد و متن اعتراض آميز زير رو هم در پايين همون صفحه paste کنيد ..خيلي مهمه يادتون نره ..

picture of persians in this movie is not real ,,and the total story is fake.while Iranian had
Senate and the made the first human being rights, How come warner brothers company shows Iranian wild and without culture. Iranians had Persian Empire and their power was equal to Greecs or Romans.300 against a million people is a jok
e

من آدرس و متن اعتراش رو تو قسمت نظر ها هم می دم تا مشکلی برای کپی کردنش نداشته باشین

 ثواب داره

سما تی ان تی و شادی تی ان تی

لينك ثابت| نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت توسط شیطونک ها |

      سلام ميخوام براتون قصه ي زنگ فيزيكمون رو تعريف كنم آخه ما يه معلم فيزيك داريم ......

شرح كامالش ميشه

ديروز ما سما tnt و شادي tnt طبق معمول داشتيم سر زنگ فيزيك از  اون تمرهندي هندي هاي توپي كه شادي اورده بود ميخورديم و بچه هام مثلا داشتن تمرين حل مي كردند خدايي يه لحظه سرمون رو اورديم بالا كلاس رو تماشا كرديم

ندا و مريم داشتن جدول بازي مي كردن; فاطمه همچنان داشت خروپف مي كرد;  مريم همچنين غرق كتاب شعرش شده بود كه صداش مي كردي ميزد زير گريه;  ديگه جونم براتون بگه الهام داشت خاطراتش رو تو دفترش وارد ميكرد; ازپشت سرمون صداي زمزمه آهنگهاي  هنگامه به گوش مي رسيد كه روح و جان رو نوازش ميداد از نوع هشت ريشتريش; منيره و زهره  داشتن تمرين هاي حسابان زنگ بعد رو حل ميكردن;  طيبه خيره شده بود به روزنامه ورزشيش كه عكس كريستين رونالدو توش بود; محبوبه طبق معمول با زاويه 90 درجه نشسته بود و تخته رو نگاه ميكرد; رويا با زهرا داشتن سر فيلم ديشب بحث مي كردن واكرم طبق معمول داشت آدامسش رو باد ميكرد كه يه دفعه... تق

 فقط يه بچه مثبت مظلوم پاي تخته غرق شده بود توي سؤال فيزيك و براي دانش آموزاني كه مثلا داشتن گوش ميدادن توضيح ميداد .

من وشادي از اين فرصت استفاده كرديم و يه5 و6 تا پاكن از روي ميزها كش رفتيم وطي يه عمليات حساب شده شروع كرديم به نوك كردن توي پاك كن ها ويكي يكي گذاشتيمشون سر جاش .

به خاطر تمرهندي هاي شادي كه خيلي ترش بود وفشارمون شده بود مثل قيمت پايين ميوه; يه كيك از كيفم كشيدم بيرون ودادم به شادي كه بخوره و حالش جا بياد وشادي كه انگار نشسته بود وسط يه مهموني خودموني; جلوي روي خانم با متانت تمام يه تيكه از كيك رو گذاشت تو دهنش; يكدفعه جفتمون زديم زير خنده كه خانم بيچاره از خواب پريد گفتيم الان جفتمون رو از كلاس ميندازه بيرون ; همچنان ساكت و صاف  توي همون حالت با دهن هاي پرخشكمون زده بود;  خانم دو سه تا پلك زد بعد تازه انگار متوجه حضور ما توي كلاس شده باشه...

 از اين به بعد رو شادي تعريف ميكنه : خانم من رو صدا كرد كه برم پاي تخته و وقتي اومدم برم پاي تخته يهويي بنگ....

با كله افتادم زمين و پاهاي سما حسابي رفت هوا حالا بگين چي شده بود؟

آزاده كه ميز جلوي ما ميشينه از فرصت استفاده كرده بود و بند كفش من و سما رو به هم گره زده بود.

من وسما كه افتاده بوديم كف كلاس و دلمون ميخواست از خنده بتركيم اما حيف كه نمي تونستيم نفس بكشيم چه برسه به اين كه بخنديم.

 خلاصه بعد يه عالمه الافي من بلاخره رفتم پاي تخته و نمي دونم سما چه جورري از اين موقعيت استفاده كرده بودوتمام  تمرهندي ها رو خورده بود . سما كه درحين خوردن  بود

يكدفعه ; خانم ازش پرسيد سما..... آيا جواب رو درست نوشته ؟ وندا هم توي اين موقعيت اومده ميپرسه روم كشوره يا رم ؟

ديگه شما فرض كنيد قيافه سما چه شكلي شده بود؟

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت توسط شیطونک ها |

لينك ثابت| نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت توسط شیطونک ها

اين قصه ندانست کسی :هرگز
آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست
سر فرو داشت نمی گفت سخن
نگهش از نگهم داشت گريز
مدتی بود که ديگر با من
بر سر مهر نبود
آه اين درد مرا می فرسود :
او به دل عشق دگر می ورزد ؟
گريه سر دادم در دامن او
های هايی که هنوز
تنم از خاطره اش مي لرزد
بر سرم دست کشيد
در کنارم بنشست
بوسه بخشيد به من
ليک می دانستم
که دلش با دل من سرد شده است

 

تو در من تب تند فرياد   

 تو اصلا تمام مني  

يه سايه هم سفر پر همراه

تولد يه صدا  

يه فرياد  

 يه سکوت  

 من شيشه اي 

   صداي تو موندني

در من طلوع صدايي  

 تو مثل گل ساده اي 

 نجيب و آزاده اي

اسمت صداي رهايي 

 صداي من رفتني  

صداي ما موندني  

 مثل صداي هميشه


سما تي ان تي

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت توسط شیطونک ها |


افراد آنلاين :
بازديدهای ماه:
آذر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385

شیطونک ها
شادي T.N.Tو سما T.N.T


*
*
*
*
*
*
*